پرسشهای اساسی و نگاه انتقادی پلتیر
پلتیر میپذیرد که اگر هدف یادگیری شخصیسازی شده صرفاً حل این مشکلات باشد، بهسختی میتوان با آن مخالفت کرد. با این حال، استدلال اصلی او این است که این روایت، پرسشهای بنیادینتری را که در قلب تعلیم و تربیت قرار دارند، نادیده میگیرد . او معتقد است که هوش مصنوعی در آموزش اغلب به عنوان یک تکنیک یا روش برای انجام کارهای مشابه به شکلی کارآمدتر دیده میشود، که این امر باعث "سیاستزدایی" از آموزش و تبدیل آن به مکانی برای انتقال صرف دادهها میشود.
او سه پرسش کلیدی را مطرح میکند که به زعم او، پژوهش در حوزه هوش مصنوعی و یادگیری شخصیسازی شده باید به آنها پاسخ دهد:
1. هدف آموزش چیست؟ اگر آموزش همیشه یک مبحث مورد مناقشه عمومی و دموکراتیک در مورد ارزشهای زندگی جمعی بوده است، رویکرد شخصیسازی شده چه پاسخی برای این پرسش بنیادین دارد ؟
2. چه چشماندازی از جهانی بهتر را دنبال میکند؟ یادگیری شخصیسازی شده چه نوع جامعه، اقتصاد و شیوه زندگی جمعی را ترویج و به آن کمک میکند ؟
3. چگونه برابری را عملی میکند؟ اگر برابری به عنوان یک ادعای سیاسی برای خودتعیینی و تمایز آموزش از القا (Indoctrination) درک شود، یادگیری شخصیسازی شده چه نوع انسانی را تولید میکند؟ چگونه فرد را متقاعد به قدرت فکری و سیاسی خود میکند که با دیگران برابر است، آن هم در شرایطی که ظرفیتهای فرد در حال ظهور (Emergent) و از پیش تعیینشده نیست ؟
خروجیگیری
خلاصه اینکه، کارولین پلتیر در این مقاله استدلال میکند که تمرکز صرف بر کارایی و شخصیسازی از طریق فناوری، پرسشهای عمیقتر فلسفی و سیاسی در مورد چیستی آموزش، اهداف آن و نوع جامعهای که میخواهیم بسازیم را به حاشیه میراند. او خواستار آن است که پژوهش در این حوزه به این پرسشهای بنیادین توجهی دقیقتر، عمیقتر و مبتنی بر شواهد تجربی داشته باشد.
برچسب:
نویسنده: نیکی اکبری